رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

42

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

پرچم او گرد آمده بودند به اين نام خواند « 181 » . در سال 985 ( - 1578 م . ) حاكم افشار كوه گيلويه توسط شاه محمد در شغل خود تحكيم و تأييد شد . او از طرف شاه به « بابا » موسوم شد و ديگر هميشه از طرف شاه با اين نام مورد خطاب قرار مىگرفت « 182 » . شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1587 - 1629 م . ) هنگامى كه گنجعلى خان ز يك را به حكومت كرمان منصوب كرد وى را « بابا » خواند و پسر و جانشين او را هم به « باباى ثانى » « 183 » ملقب ساخت . اين خطاب ديگر به همراه اسم مورد استفاده قرار نمىگرفت و به فرزند خواندگى نيز ارتباطى نداشت . در صورتى كه شاه كسى را به فرزندى مىپذيرفت او را با لفظ « فرزند » مورد خطاب قرار مىداد . چنين امرى در اواخر قرن شانزدهم ( - قرن دهم هجرى ) دو بار در مورد امراى قزلباش اتفاق افتاده است و اين هنگامى است كه ديگر پادشاهان آلت دست بزرگان مملكت بوده‌اند « 184 » . ما دربارهء فرزند خواندگى و ارتباط آن با واليان به موقع خود بحث خواهيم كرد « 185 » . نام‌گذارى مستقيم نيز امرى بوده است شبيه به لقب‌دادن و به‌خصوص در اواخر دورهء صفويه رواج داشته است . يك صاحب منصب يا حاكم به هنگام نصب « 186 » نام

--> ( 181 ) - رجوع شود به تاريخچهء مختصر خاندان زياداغلى در خلاصة السير ، ص a 177 تا a 182 . ( 182 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 278 . ( 183 ) - روضة الصفويه . ص a 382 ؛ عالم‌آراى عباسى ، ص 1041 . ( 184 ) - رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ص 290 ، 462 ( - خلاصة التواريخ ، چاپ مولر ، ص 70 ) . شاه طهماسب اول در تذكرهء خود ذكر مىكند ( تذكرهء شاه طهماسب ، ص 604 ) كه فرزند يكى از امراى قزلباش را « پسر » خطاب كرده است . اينكه در اينجا فرزند خواندگى مطرح است يا نه روشن نيست . ( 185 ) - رجوع شود به صفحات بعد همين فصل ، بند ز : دربارهء واليان ، قسمت 3 : القاب ، انتصابات ، كثير المشاغل بودن ، بند ب : انتصابات . ( 186 ) - دادن لقب خيلى بندرت بدون انتصاب تازه‌اى صورت مىگرفته است به استثناى هنگامى كه به كسى خلعت مىداده‌اند : عباسنامه ، ص 166 ( - خلدبرين ، ص a 191 ) .